تبليغاتX
ابراي پائيزي دلگير من
لعن علي عدوك يا حسين ، كروبي و خاتمي و مير حسين

چند وقت پيش شعري براي انتخابات نوشته بودم كه در وب سياسيم نوشته بودم.اينجا وقت نكرده بودم بزارم كه الان ميزارم


همیشه حسرت داشتیم که ای کاش

 در کربلا کنارت بودیم

 زیر پرچم سیاه عزایت- بزرگ شدیم

 لیک داغ دل ، هر روز بزرگ و بزرگتر . . .

 تا اینکه همین عاشورا

 تو نشانم دادی

هر روز کربلاست !

 صدای هلهله از کاروانی رسید

 و یزیدیان زمان سنگ به دست

 بر خیمه های عزایت شوریدند

 مردمی مست از اندیشه یک رویا

 سوت زنان خندیدند

 بر محاسن تو !

 در میان آن ها ، دخترانی بودند

 با صلیبی بر گردن

 که از یاد برده اند ، بشارت عیسی بر جدت را !

 پسری میبینم

 سنگ به دست

 کربلا می آید جلوی چشمانم

 آن زمان که گفتی

 انا سبط الرسول  . . .

 و کفاره این حرفت

 سنگ های دشمن بود . . .

 صحبت کرب و بلا

 وقت و تاریخ ندارد

 کل یوم عاشورا ، کل ارض کربلا !

 اموی هائی از نسل یزید

 یا بهتر گویم

 هم فکر با یزید

 به تو می خندند ، قاه قاه !

فریاد میزنند ما سبزیم !

 و از یاد برده اند

 " رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون ! "

 زرد مانده اند بی رشدی

 و چون علف های هرز

 بر کشتزارهای گندم سوار میشوند !

 دست هاشان می کاود

 موج بی بی سی را !

 گوش هاشان لبریز است

 از صدای آمریکا !

 و شبی نیست که سر بر بالشت ، بی هیاهوی جرس بگذارند !

 دخیل میبندند

 به ستاره های پرچم آمریکا

 و بابت بیعت دیروز با امام

 سر خم میکنند جلوی سنگ دلان . . .

 و چه راحت

 به تکه نانی (!)

 همه را فروختند . . .

 حتی خود را !

 غرق شده اند

 میان هیاهوی شمریان

 و صدای" هل من ناصر ینصرنی " را

 با سنگ جواب میدهند . . .

 گویا این هم

 میراث پدرانشان است !

 با نقابی بر صورت  ، چهره می پوشانند

 چشم هاشان را پشت شیشه ای سیاه

 هم رنگ دلشان !

 پنهان دارند . . .

 گویا معیوب است !

 که اگر سالم بود

 سیل یاران حسین را می دیدند . . .

 بیرق مولا را

 با کینه شیطانی سال های دراز

 آتش میزنند

 می پندارند – کربلا تمام شد !

 و نمی دانند

 هر ایرانی

 یک علم عباس است !

 در عزای مرده هایشان هم میرقصند

 رسمشان عجیب است !

 سوای آدم ها اشک میریزند

 بر معتادی که دیروز گوشه خیابان مرد !

 همان که زنش را دیروز فروخت . . .

 شعار میدهند " دیکتاتور ، دیکتاتور ! "

 در مراسم تشییع پیکر بی روحی

 قبل مراسم پیامک های هم را می خوانند

 یک روز غضنفر . . .

 خوششان می آید

 وقتی صدایشان 4 تا میشود !

 گاهی وقت ها که از تک بودن خسته میشوند

 به پنجره های فولاد مخملباف دخیل می بندند !

 و مردم شهر را که بر دفاع حسین بر خواسته اند

 جمعی دروغ گو و ساندیس خور می خوانند !!

 و در جواب این عده قلیل

 فقط می توان بر حسین تفال زد

 هیهات من الذله !

نوشته شده توسط آراس مشرقی در پنجشنبه هفدهم دی 1388 ساعت 21:40 | لینک ثابت

"حر هم که باشی؛
توبه‌ات اگر قبل از عاشورا باشد؛
قبول می‌شود...

عاشورا گذشته است؛
آقایان کوچک و بزرگ جمهوری اسلامی!
برای بازگرداندن سران فتنه؛
دم از "باز بودن آغوش" ملت نزنید؛
ملت امروز فریاد می‌زند:
مرگ بر موسوی را.
مرگ بر خاتمی را.
مرگ بر کروبی را."

 

نوشته شده توسط آراس مشرقی در چهارشنبه شانزدهم دی 1388 ساعت 12:27 | لینک ثابت

هر كي گرفتاري داره ، ذكر ابالفضل ميگيره ، نداره هيچ راه چاره ، ذكر ابالفضل ميگيره

هر كسي ياري نداره ، ذكر ابالفضل ميگيره . . .

ذكر ابالفضل العباس ذكر خداي جليله ، دست ابالفضل العباس تكيه گه جبرئيله

جان به فداي جمالش هر كي نسازه بخيله !

خب اين چند روز قصد داشتم كمي از عاشورا و بعد سياسي اون بنويسم كه متاسفانه انقدر درگير كارهاي هيئت بودم كه وقت حضور نشد.

ديشب ديروقت بود از هيئت برگشتم.رفتم بخوابم ديدم داره بارون مياد.وضو گرفتم و يه مهر برداشتم رفتم توي صحن خونه زير بارون دو ركعت نماز خوندم.براي همه دوستان و همه شما و مخصوصا رهبر عزيز اگر لايق باشم دعا كردم.

ديشب با دوستانم كه در بحرين هستند صحبت ميكردم.ميگفتند اينجا تمام شيعه ها شعار ميدادن " ابالفضل علمدار ، خامنه اي نگه دار

اما اين شعارها مختص ايراني هاي مقيم اونجا نبوده.بلكه حتي عرب هاي شيعه هم عكس هاي آقا رو روي در و ديوار حسينيه ها و خانه هاشون زدن و در حمايت از رهبري ميگفتند:

سيدي مولاي اهديك ولائي

 صاحب الأمر علي خامنائي

يا ربنا هذا ابن رسول الله

والي من والاه و عادي و من عاداه

واقعا بصيرت رو ببينيد.آگاهي رو ببينيد.حضرت آقا فقط متعلق به ما نيست كه يه عده نشستن و شمشير كشيدن و وراجي ميكنن كه ما رهبر نمي خوايم !

الان تنها كشوري كه ولي فقيه داره جمهوري اسلامي ما هست و بر تمام شيعيان هم اطاعت از ولي امر و حاكم شيعه واجب كفائي هست.براي همين هست كه تمام شيعيان جهان بدون استثنا آقا رو رهبر خودشون ميدونند.

*

اما با خبر شديم سران فتنه كه براي تاسوعا و عاشورا برنامه ريخته بودن اومدن بيرون.

ولي چجوري؟ با سوت و كف !

توي حسينيه مقدس جماران يك عده شب عاشورا با ديدن خاتمي شروع كردن سوت و كف زدن !

چقدر آدم كپي برابر اصل يزيد باشه ؟ يادتون نيست همين سوت و كف زدن ها رو توي كربلا قبل شهادت حضرت و بعدش ؟

اين همه گفتن تاسوعا و عاشورا رو سبز ميكنيم اينم سبز كردنشون.آدم هاي بي بصيرت و نا آگاه ازشون بيش از اين انتظار نميره.

به اسم امام حسين ميان بيرون و شبي كه فرداش حضرت به شهادت ميرسه شروع ميكنن سوت و كف زدن ! چرا ؟ آيا راه حسين اينه ؟ راه امام زمان روحي فداه اينه ؟

كيا شب عاشورا كف و سوت زدن جز يهودي ها و يزيدي ها ؟

اون وقت ميان ميگن چرا به ما ميگيد يزيدي  . . . !

ان شاءالله به خون همون امام حسيني كه شب شهادتش رو هم به سخره گرفتيد و به كثافت كاري و لجن پراكني هاتون ادامه داديد در پيش چشم همين ملت نابود خواهيد شد و اثري از نجس بازي هاتون در اين جامعه نخواهد موند.

ان شاءالله


نوشته شده توسط آراس مشرقی در یکشنبه ششم دی 1388 ساعت 13:26 | لینک ثابت

این روزا رو می خوام توی نوشتن اختصاص بدم به محرم و امام حسین و اصحابش.

همراهی میکنید؟

 

**

هر روز از روز قبل لشکر بیشتری می اومد.هی بی بی زینب می اومد بیرون میدید از روز قبل بیشتر لشکر اومده برای مقابله.

 میگفت حسین جان چرا پس برای ما کسی نمیاد؟ چرا مردم اینطور نسبت به نوه و عزیز دل پیامبر بی توجه شدند؟

 دیدند سه نفر دارن میان.حضرت نگاه کردند دیدن حبیب هست. به بی بی زینب گفتند ببین زینب جان اینها هم لشکریانی هستند که برای کمک به ما اومدن !

 امام زمان همه این صحنه ها رو دیده.سر بریده جدش حسین رو دیده.

 ولی یه غم امام زمان رو کشت ! یه غم قلبش رو پاره پاره کرد !

 اونم غم اسیری عمش زینب بود . . .

 قربون دلت آقا.قربون شال سیاه روی شونت آقا.

 منم از دیشب یه شال سیاه انداختم روی شونم.پیشنهاد میکنم شما هم اگر میتونید حتما بندازید روی شونتون.هر جا میرم چه توی خیابون ، چه بانک و. . .  روی شونمه.

 باید علم عزاداری حسین ابن علی همه جا همراهتون باشه.بزارید هر کس نگاتون میکنه یاد حسین و غم دل امام زمان بی افته.خجالت و این چرت و پرتائی که این روزا بار امثال من میکنن که یارو امله و . . . رو بزارید کنار. نمیگم اینجوری آدم هم رنگ امام زمان میشه !!

همین قدر که کمی نزدیک تر بشیم بهش خوبه . . . ان شاءالله بقیش رو هم خود حضرت میده بهمون.

 

**

اینم یه شعر ابتدائی که همین الان گفتم:

زده آتیش به جونم ، درد غریبیت آقا ، دل تنگ یک نگاتم ، تو حرمت کربلا

 میگی کجان یاورا ؟ کجان پس این جانبازا ؟ ولی فقط تو موندی ، جلوی این اشقیا

 صدات آقا غریبه ، میون این آدما ، فروختن این ها آسون ، هر چی که داشتن حیا

 کاش که بودم من اونجا ، زندگیمو می دادم ، به پای یک ثانیت ، جون می دادم ، می مردم !

 قلب شکستت آقا ، حقیقت تلخ ماست ، بی یاوری ، غریبی ، قسمت مرد خداست . . .

 یادت میاد یه وقتی ، دعای بارون کردی ؟ اومدن رحمتو ، با لبت آسون کردی ؟

 اینا همون نامردان ، جلو تو رو گرفتن ، واسه یه کیسه گندم ، شرافتو فروختن

 قربون قلب خستت ، راهت ادامه داره ، شیعه هاتو دعا کن ، صاحب در انتظاره . . .

 

آراس – 23 دسامبر 2009

 

نوشته شده توسط آراس مشرقی در چهارشنبه دوم دی 1388 ساعت 18:17 | لینک ثابت

حسين


حسادت نسبت به ولي خدا باعث ميشه رياست ضعيف تر از خودشون رو بپذيرند

نه كه با همه حسادت بورزند.مثلا مروان حسادت ميكنه به ابا عبدالله الحسين ، ميره زير بار يزيد ، كه خودش دو هزار يزيد رو آدم حساب نميكنه ! يزيد بچه مروان حساب ميشه.نه سياست بلده نه هيچي ، ولي چون رقابت داره ، حسادت داره نسبت به ابا عبدالله الحسين ميره زير بار يزيد

دقيقا چون انسان بي معنويتي هست به همون دليلي كه نمي تونه علي ابن ابي طالب رو ولايتش رو بپذيره به همون دليل مث آب خوردن ولايت حجاج ابن يوسف رو به عنوان نماينده مروان ميپذيره

حالا من از شما يه سوالي بكنم.كساني كه ولايت اوليا خدا رو نميپذيرند آدم هاي بدي هستند يا آدم هاي خطرناكي هستند؟ ديگه ما نميتونيم فقط به اينا بگيم آدماي بد ! آدماي خطرناكي هستن.قانون داره.

از توش جاسوس در مياد ، وطن فروش در مياد ، خودفروش در مياد ، همه چي فروش از توش در مياد.نميشه هم جلوشو گرفت.

توي انقلاب ما يه شعاري باب شده " مرگ بر ضد ولايت فقيه " .حالا چرا ما مرگ ميگيم بر كسي كه ضد ولايته ؟ چون عنصر ضد ولايت عنصر خطرناكيه.اين به همين سهولت مث آب خوردن كه ولايت رو بهش بي اعتنائي ميكنه نوبت " ولايت طاغوت " كه ميرسه آن چنان محكم ميگيرتش كه آدم خندش ميگيره !

مث اين سازمان مجاهدين خلق ، تمام مشكلشون روز اول اين بود كه ولايت فقيه رو نميتونستند قبول كنند.حتي روي ديوارها مينوشتند " رئيس جمهور خميني ! "

ميگفتند بابا امام رو بگو رئيس جمهور حرفي نيست ، چند روز ديگه عزلش ميكنيم با انتخابات بعدي ! اون وقت اينا ولايت امام خميني رو نپذيرفتند نتيجش چي شد؟

نتيجش خيلي ساده.ولايت صدام يه آدم كافر رو پذيرفتند.رفتن به دستور صدام ، عراقي شيعه ميكشتند.به دستور صدام اومدن ايران حمله كردن.فرمانده نظاميشون شد صدام !

كسي " ولايت ياقوت " رو نپذيره ، ولايت طاغوت رو مث آب خوردن ميپذيره.اين تبديلش ميكنه به يه عنصر خطرناك.اون وقت شما ميبيني يه تعدادي هستند روحيه ضد ولائي دارن.آدم فكر ميكنه اينا آدماي يك دنده اي هستن.اينا زير بار حرف زور نميرن.اينا آقا بالا سر نمي خوان.بابا اين كه خيلي خوبه.تو زير بار حرف زور نرو ، نه علي نه معاويه ! ولي انقدر مث موم نرمن تو دست معاويه ! چقدر آدم مثال تاريخي بزنه ؟

عمر سعد، علي ابن ابي طالب رو نميپذيرفت ، شد نوكر نوكر يزيد ابن معاويه ! اصلا يزيد از نظر شخصيت اجتماعي آدم پستي بود همون موقع.بعد عمر سعد استاد اخلاق بود ! يزيد بوزينه باز بود.عبيد الله ابن زياد نوكر يزيد بود ، شد نوكر اون باهاش امام حسين (ع) كشت !

آيه قرآن مي خونم كه مردم هميشه بين دو ولايت اسيرن !

اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

ميگه خدا ولي كسانيست كه ايمان آورده اند.خب خداوند ولايتش رو به اوليائش ميده ديگه.كه امام صادق فرمود : ولايت ما ولايت خداست ، آن ولايتي كه هيچ پيامبري مبعوث نشد مگر با اون ولايت الهي ! يعني همه انبياء الهي و 14 معصوم پاك همه همين جريان ولايت رو دارن.

حالا اونا كه ولايت خدا رو نمي پذيرند يا ولايت اولياي خدا رو نميذپرند اونا مشكلشون چيه؟

وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ

ميدونيد مشكلشون چيه؟ طاغوت رو به ولايت ميپذيرند ! طاغوت يعني چي؟ يعني كسي كه خدا نگفته رئيسه ، تموم شد !

ببينيد كسي كه كافر ميشه اولين مشكلش چيه ؟ اولين مشكل اينه كه از نور در مياد ميره تو ظلمت؟ نه !

اولين مشكلش اينه كه طاغوت رو به ولايت ميپذيره.بعد طاغوت چه بلائي سرش مياره ؟

يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ  . . .


نوشته شده توسط آراس مشرقی در دوشنبه سی ام آذر 1388 ساعت 22:36 | لینک ثابت